بابا ، چراغ خانه

چراغ این خانه اگر هنوز روشن است تنها بخاطر یاد و خاطرات توست بابا!

آینه از عطر تو لبریز

کوچه از خاطره سرشار

خونه با یاد تو روشن

خونه با خواب تو بیدار

 

با تو بیداره ستاره

بی تو بی برگه اقاقی

تو نباشی نه درختی

نه گلی میمونه باقی

 

تو ندیم اطلسی ها

تو بهار خونه بودی

پدرم برای بودن

تو چه عاشقونه بودی

 

شونه هات پناه گریه

تو هجوم غصه و غم

جایه دست تو بوده

روی هرچی زخمه مرحم

 

مثل شونه هایت شکسته

دل من از این همه غربت

بی تو موندن بی تو بودن

واسه من نمیشه عادت

عیدت مبارک

بی معرفت شدم بابا

یک ماه است سراغت نیامده ام

اما خودت خوب میدانی هر روز و هر لحظه یادت بوده ام

فراموشت نکرده ام

فردا عید است

عید فطر

حسرت یک دست و روبوسی روز عید به دلم مانده

عیدت مبارک

دعایم کن